کارتون زیبای ناروتو کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی
طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان
سریال کره ای ققنوس
نسخه کامل و دوبله فقط 8000 تومان
پخش شده از شبکه فارسی  1
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 21 بهمن ماه سال 1388

این داستان با واسطه از استاد لطفی زاده بنیانگذار علم فازی به دست من رسیده. ایشان این داستان کوتاه را در خصوص فرهنگ هایی که در آن «نه» گفتن به خواسته طرف مقابل زشت محسوب می شود فرستاده است. بخوانید و لذت ببرید. خصوصا تقدیم می شود به سرور عظیم الشان تاکامی عزیز.

 

In some cultures it is impolite to respond with "No" to a request. Iranian culture is a case in point


  A few years ago, a father and his son came to the United States from Iran. They settled in Los Angeles and opened a pharmacy. A customer walked in and asked the son, who was at the counter, "Do you have smoked sturgeon?" The son was taken back by this question and told the customer "What are you talking about? This is not a fish market, it is a pharmacy. There is a fish market around the corner. Why don't you go there?" The customer then asked, "Do you have caviar?" The son became irritated and raising his voice said, "Don't you understand me. I repeat this is not a fish market, this is a pharmacy." At this point the father who was at the back of the store came over to the counter and told his son, "Let me take care of the customer." He asked, "What can I do for you?" The customer repeated his question about the smoked sturgeon. The father responded with "Of course. I will be pleased to provide it for you." The customer said, "I am very pleased to hear that. How about caviar?" The father said, "No problem. I can give you as much as you need." The customer was very pleased by this response. He told the father, "I need 4oz. of caviar. How much would it cost?" The father said, "Do you have a prescription?" :D

سه شنبه 20 بهمن ماه سال 1388

انگار قسمت هست که ما هر سال یک بار هم که شده بریم وینیپگ. برای کاری چند روزی بازم دارم میرم وینیپگ. دیدار با دوستان قدیمی خیلی هیجان انگیزه.

جمعه 16 بهمن ماه سال 1388

دیشب به مناسبت چهلمین روز درگذشت آقای منتظری مراسمی در دانشگاه واترلو برقرار بود و آقای محسن کدیور هم سخنران مراسم بود. ایشان در سخنرانیش به مسائل روز اشاره کرد و در مورد جنبش سبز و خواسته های عملی جنبش نکاتی را متذکر شد. در بخش پرسش و پاسخ انتهایی دوستان سوالاتی را پرسیدند. سوالی از ایشان پرسیده شد که سوال من هم به عنوان یک دغدغه ذهنی نیز هست.  مضمون سوال این است، دین اسلام به شهادت همه از جمله مرحوم منتظری احکامی دارد که نیاز به حکومت دارد. اگر قائل به جدایی دین از سیاست هستید تکلیف اجرای این احکام اسلامی را در چهارچوب حکومت غیر دینی چگونه می بینید؟ اگر قائل به جدایی نیستید، آیا اساسا حکومت فعلی جمهوری اسلامی قابلیت یک حکومت دموکراتیک را داراست؟

البته متن دقیق سوال این نبود و من فقط مضمون را آوردم. آنچه که از جواب ایشان خاطرم مانده این است که باور ایشان یک نظام دموکراتیک اسلامی بود و معتقد بود در صورت برآورده شدن دو شرط این حکومت دموکراتیک دینی تحقق پذیر است. یک- وجود دین باعث تبعیض هیچ نفری به نفر دیگری نشود و در آن نظام همه با هم تحت هر شرایطی برابر باشند. دوم- اینکه اجرای احکام اسلامی منوط به خواسته اکثریت باشد. یعنی مادامی که اکثریت خواستار اجرای احکام اسلامی هستند آن قوانین باید اجرا شود. به طور خلاصه، در حکومت دینی باید این امکان وجود داشته باشد که هر اقلیتی این امکان را داشته باشد که روزی اکثریت باشد به شرط آنکه مردم بخواهند.

 

از دیشب داشتم فکر می کردم که جامعه ما چقدر توانایی برقراری این دو شرط را دارد؟

 

جمعه 9 بهمن ماه سال 1388

فیلمی در اینترنت هست که در آن بازیکنان تیم آژاکس که به اشتباه برای شروع بازی می خواهد توپ را به بازیکن حریف پاس بدهند دروازه شان را باز می کنند. آنها در ژاسخ به حریف اجازه می دهند تا دروازه شان را باز کنند تا با رعایت بازی جوانمردانه به طور کامل گل زده اشتباهی را جبران کنند. در زیر ویدیوی این حرکت را می توان دید.



امروز صحنه زیبایی را از فوتبال خودمان دیدم که بسیار مرا به وجد آورد. امین متوسل زاده مهاجم جوان تیم مقاومت سپاسی در صحنه ای که دروازه بان استیل آذین بر روی زمین افتاده بود و می توانست به سمت دروازه شلیک کند این کار را نکرد و توپ را به بیرون زد. این کار به نظرم در فوتبال ما که این روزها فقط و فقط به حالش تاسف می خوریم جای بسیار خوشحالی دارد. باید این جوان را تشویق کرد و به دیگر بازیکنان و ورزشکاران هم یاد داد که با الگو گیری از امثال پوریای ولی و تختی جوانمردی را الگوی خویش کنند و بدانند که این حرکات است که ماندگار است. زنده باد روح جوانمردی و بازی جوانمردانه. در زیر ویدیوی این حرکت در یوتیوب رو گذاشتم.



پنجشنبه 8 بهمن ماه سال 1388


سه شنبه 6 بهمن ماه سال 1388

چند روزی است که می خواهم سر صبر و با آرامش بنویسم اما نمی شود. می خواهم راجع به گرمایش زمین بنویسم که بدجوری گریبانمان را گرفته است. زمستان امسال هو.ای کانادا به طرز عجیبی گرمتر از سالهای گذشته است. خبری از سرماهای زیر 20 درجه زیر صفر و طوفانها و کولاکهای زمستانی نیست. سطح خیابانها و معابر که همیشه مملو از برف بود کاملا عاری از برف است و دمای هوا هم حدود صفر درجه است (دیروز در تورنتو دمای هوا تا 9 درجه بالای صفر هم رسید). هر چند این هوا ساکنین کانادا را کمی خوشحال می کند که آن سوز و سرما را احساس نکنند اما نوید پیغامهای بسیار غم انگیزی برای ادامه زندگی بشریت است. هوای تهران و نقاط مختلف ایران را هم که مقایسه می کنم پدیده گرم شدگی عمومی کره زمین را با تمام وجود احساس می کنم و خطری که حالا همه باید جدی بگیریم.

اینکه دولتها و سازمانهای مربوطه چقدر اهمیت می دهند موضوع بحث من نیست اما هر انسانی فارغ از نژاد و منطقه زندگی باید نکات مهمی را به طور شخصی رعایت کند. مهمترین آن استفاده بهینه از آنرزی است. چند نکته ای به ذهنم می رسد که مدتی است با دقت و وسواس اجرا می کنم.

  • در زمستان و تابستان  تا حد امکان کم انرژی مصرف کنیم. مثلا چه در فصل سرد و چه در گرم حداکثر یک اتاق خانه مان را گرم یا سرد کنیم و از اعضای خانواده هم بخواهیم که آنها هم از همان اتاق برای کارهای روزمره شان استفاده کنند.
  • در ساعاتی که منزل نیستیم از مصرف انرژی پرهیز کنیم.
  • چراغهای کم مصرف استفاده کنیم و حتما حتما لامپ اضافی خاموش.
  • حتی الامکان از خودروهای عمومی استفاده کنیم (خودم در این زمینه بسیار بد عمل می کنم و در فکر اصلاح اسای این بند هستم) و از استفاده از خودری شخصی بپرهیزیم. از خریدن خودروهای پرمصرف برای استفاده های شخصی به شدت بپرهیزیم.
  • کمتر زباله ایجاد کنیم و در جاهائیکه امکانش هست زباله ها را طبقه بندی کنیم تا امکان بازیافت آسانتر باشد.

جمعه 25 دی ماه سال 1388

برای کسانی که مخابرات میدان می خوانند نام رابرت الیوت خیلی آشناست. الیوت و آن چند کتاب مفصلی که در تئوری آنتن نوشته است معرف حضور استادان، مهندسان و دانشجویان رشته آنتن است. برای من و همکلاسی هایم در دانشگاه علم و صنعت، آقای الیوت معروف وجهه دیگری داشت چرا که استاد ما جناب آقای دکتر حجت کاشانی دوره دکترای خودش را تحت نظارت ایشان انجام داده بود و گهگاه در کلاس یادی از ایشان می کرد. در دوران کارشناسی ارشد خاطرم هست که دکتر حجت میگفت الیوت خیلی مسن است ولی هنوز زنده است.

امروز باید مقاله ای را برای کنفرانسی در زمینه آنتن ارسال می کردم و دیدم که بخشی اختصاصی در کنفرانس تحت عنوان «یادبود دکتر الیوت مرحوم» قرار داده اند. با چرخی در اینترنت متوجه شدم که دکتر الیوت بزرگ چند ماه پیش در سن ۸۸ سالگی از دنیا رفته اند. برای این مرد بزرگ که بی شک علم آنتن دنیا مدیون تحقیقات، تالیفات و آثار گرنقدر ایشان است، آرزوی شادی روح و آرامش ابدی دارم.

یکشنبه 20 دی ماه سال 1388

استاد دیگری از استادانم درگذشت. استاد محمد ایوبی معلم ادبیات و نگارش فارسی ما امروز در 67 سالگی در گذشت. علت فوتش هم بیماری ریوی ذکر شده است. استاد خیلی سیگار می کشید شاید همین مساله بیماری اش را تشدید کرده بود. ایشان مرد شریف و بزرگواری بود. 2 سال پیش هم اتفاقی داستانی با صدای خودش روی اینترنت دیدم که چند خطی اینجا راجع بهش نوشتم. خدا ایشان را رحمت کند و امیدوارم این سال عزیز کش هر چه سریعتر به این روند گلچینی اش پایان دهد. سایت بی بی سی هم مختصری از فعالیتهای ادبی استاد را آورده است که مستقیما از سایت بی بی سی کپی می کنم.


محمد ایوبی، داستان نویس ایرانی، درگذشت

محمد ایوبی

بیشتر داستان های محمد ایوبی در جنوب ایران، محل تولد او، می گذشت - عکس از رادیو زمانه

محمد ایوبی، داستان نویس ایرانی، روز شنبه ۱۹ دی ۱۳۸۸ در سن ۶۷ سالگی و بر اثر بیماری ریوی در بیمارستان ابن سینای تهران از دنیا رفت.

آقای ایوبی متولد سال ۱۳۲۱ در شهر اهواز و از اعضای قدیمی کانون نویسندگان ایران بود.

او در دوران فعالیت نویسندگی خود چندین رمان، داستان بلند، مجموعه داستان و تعداد زیادی مقاله ادبی منتشر کرد.

از آثار او می توان از "گزیده اشعار نیما یوشیخ"، سه گانه رمان "آواز طولانی جنوب" ("غمزه مردگان"، "سفر سقوط" و "زیتون تلخ، خرمای گس")، داستان بلند "راه شیری"، رمان های "صورتک های تسلیم"، "زیر چتر شیطان" و "راه گراز" و مجموعه داستان های "مراثی بی پایان"، "پایی برای دویدن" و "شکفتن سنگ" نام برد.

رمان "صورتک های تسلیم" او در سال جاری از نامزدهای دریافت جایزه جلال آل احمد است.

محمد ایوبی در رشته های تاریخ و زبان و ادبیات فارسی تحصیل کرده بود و سال ها در مدارس شهر تهران تدریس ادبیات می کرد.

آقای ایوبی در دهه هفتاد مدتی مسئول صفحه ادبی روزنامه سلام بود که مجموعه مقالات او در آن روزنامه، بعدها در قالب کتاب "جان شکر" گردآوری و منتشر شد.

آقای ایوبی مجموعه داستان "جنوب سوخته" و رمان "طیف باطل" را نیز پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران نوشته بود که به گفته خود او "هر دو به دست ممیزان دوران به مقوا بدل گشته اند".

رمان "با خلخال های طلایم خاکم کنید" نوشته محمد ایوبی نیز در سال های اخیر موفق به گرفتن مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران نشد و نهایتا در وب سایت رادیو زمانه منتشر شد.

دو رمان "مرد نشویش همیشه" و "آب بازی" نوشته محمد ایوبی زیر چاپ هستند که به زودی منتشر خواهند شد.

مراسم تشییع جنازه او قرار است ساعت ۱۰ صبح روز دوشنبه ۲۱ دی از مقابل خانه هنرمندان در تهران برگزار شود.

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>